X
تبلیغات
به رنگ رويا

 

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری
.
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختربچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشه گفت: “دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار
دخترک پاسخ داد: “عمو! نمی‌خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟
!و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره

 




 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت 12:35  توسط mahi | 
یه سوال:

*

*

*

*

*

*این چراغ راهنمایی نمیخواد بره دبیرستان؟

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت 12:6  توسط mahi |